خدا حافظی E
خداحافظی آمادگی می خواهد
روزی آماده می شویم که خداحافظی کنیم. خداحافظی با هر چه و هر کس که به آن بیشتر عشق ورزیدیم بیشتر از خودمان، آن روز احتمالاً روز شادی نخواهد بود اما قطعاً روز بزرگتر شدن ما خواهد بود روزی که ارزش آدم درونمان را می بینیم. دیگر راضی با آدم های درگیر رفتن نخواهیم شد با آدم هایی نصفه و نیمه در رابطه، چون آن روز دل مان نمی آید آدم درونمان را کمتر دوست بداریم و به کم راضیش کنیم آن روز مقابل تمام سختی های زندگی می ایستیم و دست آدم درونمان را می گیریم و آرام زمزمه می کنیم "من هستم، با هم رد می شویم من تو را بیشتر از اشتباهاتت دوست دارم من کنار تو هستم" اگر بیشتر از این که به خودمان عشق بورزیم به دیگران عشق بورزیم روزی غمگین و آشفته خواهی می شد. این نظریه شکست خورده ای است. سالهاست آدم ها این را امتحان می کنند اما زودتر از آنچه فکر می کنند ناامیدی را تجربه می کنند برای آدم درونمان به دنبال آغوش نگردیم، او قبل از تمام این جستجوها آغوش دارد قبل از تمام این دست و پا زدن ها او ما را دارد کنارش که بایستیم او قدرت پیدا می کند از اشتباهاتش نترسید، در خداحافظی ها گیر نکنید و از تجربه های جدید فرا نکنید کنارش که بایستیم او احساس بی پناهی نخواهد کرد و همچنین بی نیازی کیفیت رابطه های ما را تغییر می دهد
چرخ برهم زنم ار غیر مرادم گردد